حسن حسن زاده آملى

355

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

گفت : معلومات نفس از لوازم ذات او است زيرا كه معقوليّت جميع موجودات از لوازم معقوليّت علّت اولى عقليّه است » . اين بود كلام صدر المتألّهين در آغاز فصل مذكور . پس از آن به ذكر حجّت مذكور و رد آن ، چنان كه از فخر رازى نقل كرده‌ايم پرداخت . و چنان كه در عبارت آخوند ملاحظه مىفرماييد خلاصهء گفتارش اين شد كه : نفس پس از كسب معارف و اشتداد وجود و قربش به مبدع منشىء وى ، بر اثر انقطاع از دنيا و اتّحاد با عقل فعّال ، احكام عقل كه قدم و ذاتى بودن معلوماتش است بر نفس هم به حقيقت نه به مجاز صادق است . آنكه فرمود : « مراد از قدم نفس قدم مبدع و منشىء او است » از اين‌رو است كه مبدع شامل همهء نفوس بنحو انطواء و اندماج مىباشد . و مرادش از اين مبدع و منشىء رب النوع است . و مرادش از اينكه « معلومات نفس از لوازم ذات نفس است » اين است كه معلومات نفس از لوازم باطن ذات او است كه مبدع او است . و اين معنى كه قدم نفس قدم مبدع و منشىء باشد از اين رواست كه نفس پس از آنكه به حدوث جسمانى ، روحانى شد و طورى از اطوار عقل و شأنى از شئون او شد در اين مقام گفته مىشود كه : معلومات نفس از لوازم او يعنى از لوازم باطن ذات او كه مبدع او است مىباشد ، چنان كه در آخر فرموده : « معقوليّت جميع موجودات از لوازم معقوليّت علّت اولى عقليّه است » . امّا در قول دوم كه علم تذكّر است و دليل آن ، فخر رازى در « مباحث مشرقيّه » ج 1 ص 375 گويد ( نقل به ترجمه ) : « محقّقين از قائلين به قدم نفوس چون به بطلان قول اول كه علم نفس به معلومات امر ذاتى او بوده باشد ، پى بردند آن را ترك گفته‌اند و پنداشتند كه نفوس پيش از تعلّق به ابدان ، عالم به معلومات بودند و لكن اين علوم كه همان معلومات آنها است ذاتى آنها نيست لذا به سبب استغراق آنها در تدبير بدن آن علوم از آنها زايل شد و افكار چون تذكّرات براى آن علوم زائله است بدين سبب گفته‌اند